بهراستی که مرگ عالِم، در عالَم شکافى مىآورد که هیچچیز، آن را پر نمىکند!
آیت الله سید موسی شبیری زنجانی از مراجع معظم تقلید، ساعتی پیش بر اثر خونریزی معده و کهولت سن در نود و نه سالگی درگذشت، مرور زندگی این فقیه کهنسال و محبوب و معتبر می تواند تصویری کامل تر از روحانیت شیعه و پیچیدگی ها و ویژگی های این نهاد هزارساله را به نمایش بگذارد.
آیت الله سید موسی شبیری زنجانی در ۱۰ اسفند ۱۳۰۶ (۸ رمضان ۱۳۴۶ قمری) در شهر قم به دنیا آمد، نه در زادگاه اجدادی خانواده یعنی زنجان. پدرش، سید احمد شبیری زنجانی، بیستوپنج سال در مدرسه سیّد زنجان به تحصیل و تدریس اشتغال داشت و سپس به قم مهاجرت کرد و از نزدیکان شیخ عبدالکریم حائری یزدی، بنیانگذار حوزه علمیه قم، شد.
سید احمد شبیری خود در محافل علمی به «حافظه عجیب» شهرت داشت؛ گفته میشود تمام فقه را بهصورت استدلالی و با ذکر ادله از حفظ در ذهن داشت. سید احمد در دوران جوانی خود با امام خمینی و سید محمد محقق داماد هممباحثه بود؛ یعنی خانواده شبیری از همان نسل نخست شاگردان حوزه نوپای قم، در کنار بنیانگذار جمهوری اسلامی درس میخواندند.
سید احمد سالها امامت نماز جماعت مدرسه فیضیه و حرم حضرت معصومه (س) را برعهده داشت؛ نمازی که بسیاری از طلاب، از جمله در دورهای امام خمینی، در آن شرکت میکردند. سید موسی پس از درگذشت پدر (۱۳۵۲ش)، همان جایگاه را به ارث برد و سالهاست بهجای او امام جماعت نماز مغرب و عشا در حرم حضرت فاطمه معصومه (س) است.
برادرش سید جعفر شبیری زنجانی از مبارزان پیش از انقلاب و همبحث و هم حجره ای آیتالله سید علی خامنهای بود. کوچکترین برادرش، سید ابراهیم شبیری، اکنون از ائمه جماعات تهران است؛ آیتالله شبیری زنجانی داماد خانواده مجدهاشمی است؛ خانوادهای که چند تن از اعضایش، از جمله سید محمود مجدهاشمی، از شاگردان برجسته و مبارزان نزدیک به امام خمینی بودند.ب
ا این پیوند خانوادگی، شبیری زنجانی از همان دهه ۱۳۴۰ در دل شبکهای از روحانیون مبارز و نزدیک به نهضت امام خمینی قرار گرفت اما در میان طیف سنتی و غیرسیاسی حوزه هم اعتبار داشت.
هممباحثههای مرحوم آیت الله شبیری زنجانی کسانی، چون امام سید موسی صدر (بنیانگذار جنبش امل در لبنان) و آیت الله دکتر سید محمد بهشتی بودند.
در سال ۱۳۷۳ ، پس از درگذشت آیتالله محمدعلی اراکی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم او را یکی از هفت فقیه «جایزالتقلید» معرفی کرد. با وجود این معرفی رسمی، آیت الله شبیری زنجانی سالها از پذیرفتن آشکار مرجعیت طفره رفت و تا سال ۱۳۷۷ حتی رساله توضیحالمسائل منتشر نکرده بود.
دفتر ایشان تا نیمه سال ۱۳۹۲ وبسایت رسمی نداشت؛ در دورانی که بیشتر مراجع دیگر سالها بود پایگاه اطلاعرسانی داشتند. همین کمتوجهی عامدانه به تبلیغات و رسانه، از عوامل اصلی شهرت نسبتاً محدودتر او در میان عموم مردم، در قیاس با جایگاه علمیاش، بوده است.
آیت الله شبیری زنجانی سالها از پذیرفتن آشکار مرجعیت طفره رفت و تا سال ۱۳۷۷ حتی رساله توضیحالمسائل منتشر نکرده بود.دفتر او تا نیمه سال ۱۳۹۲ وبسایت رسمی نداشت؛ در دورانی که بیشتر مراجع دیگر سالها بود پایگاه اطلاعرسانی داشتند. همین کمتوجهی عامدانه به تبلیغات و رسانه، از عوامل اصلی شهرت نسبتاً محدودتر او در میان عموم مردم، در قیاس با جایگاه علمیاش، بوده است.
آیت الله شبیری زنجانی در سال ۱۳۸۰، «مدرسه فقهی امام محمدباقر (ع)» را با هدف مطالعات فقهی تخصصی و پرورش فقیهانی با بنیه علمی قوی تأسیس کرد. دوره آموزشی این مدرسه از پایه هفتم حوزه آغاز میشود و در مجموع دوازده سال به طول میانجامد؛ ساختاری بلندمدت و متفاوت از بسیاری مدارس مرسوم حوزوی. در کنار این مدرسه، مرکزی فقهی با همین نام راهاندازی شده که هدفش احیای آثار پدرش سید احمد شبیری زنجانی و نشر آثار خود اوست.
نکته جالب این است که آیت الله شبیری زمجانی از میان مراجع بزرگ تقلید، او تنها مرجع تقلیدی بود که نظام شهریهدهی منظم برای طلاب در قم برپا نکرده بود.
در اصول فقه آیت الله شبیری زنجانی به دیدگاهی خاص و کمتر رایج شهرت دارد: باور به «عدم حجیت خبر واحد»، یعنی اینکه روایت با یک راوی بهتنهایی نمیتواند مبنای یقینی حکم شرعی باشد. همراه با این دیدگاه، به «نظریه انسداد باب علم» نیز معتقد بود؛ از مبانی نسبتاً کمطرفدار در حوزههای علمیه معاصر.
نظریه انسداد باب علم چه می گوید؟
«نظریه انسداد باب علم» یکی از مباحث کلاسیک علم اصول فقه شیعه است و به این پرسش میپردازد که آیا راه علم و علم عادی (یقین یا اطمینان قطعی) به احکام شرعی در دوره غیبت باز است یا بسته.
اصل بحث:اصولیون در برابر هم دو دیدگاه دارند:
انفتاح باب علم: باور به اینکه راه رسیدن به علم یا علمِ عادی (ظن اطمینانآور) به بسیاری از احکام شرعی، از طریق ادله معتبر مانند خبر واحد ثقه، باز است. اکثر اصولیون معاصر این دیدگاه را دارند.
انسداد باب علم: باور به اینکه راه رسیدن به علم قطعی یا علم عادی به بسیاری از احکام شرعی جزئی، در عمل بسته است؛ یعنی ادلهای که در دسترس ماست (مثل روایات با سند غیرقطعی) نمیتوانند یقین یا اطمینان واقعی ایجاد کنند.
نتیجهای که از انسداد گرفته میشود این است که اگر باب علم بسته باشد، دو راه پیش روی فقیه میماند:
انسداد کبیر: بهکلی از عمل به ادله ظنی دست بکشد و صرفاً بر اصول عملیه (برائت، احتیاط و…) تکیه کند — دیدگاهی که عملاً پیروان کمی دارد.
انسداد صغیر (رایجتر):، چون عمل بدون هیچ ملاکی ممکن نیست، مطلقِ ظنّ معتبر (نه فقط ظنون خاصی مثل خبر واحد) را بهعنوان حجت شرعی بپذیرد؛ یعنی در نبود علم قطعی، هر ظن قابل اعتمادی میتواند مبنای استنباط حکم قرار گیرد.
تبحر آیت الله شبیری زنجانی در «علم رجال» (شناخت راویان حدیث و اعتبارسنجی سلسله سند) در میان محققان حوزوی زبانزد است و تحقیقی مفصل بر کتاب کهن «رجال نجاشی» نوشته که از مراجع مهم پژوهشی در این حوزه شمرده میشود.
نظر آیت الله شبیری زنجانی درباره مذهب حافظ شیرازی
آیت الله شبیری زنجانی در یکی از پانوشت های کتاب “جرعه ای از دریا“ در خصوص مذهب حافظ شیرازی این چنین می گفته اند :یکی از ادله تسنن حافظ شیرازی مدح قاضی فالی است. حافظ می گوید که قوام شرع به چند نفر است یکی از آنان همین مجدالدین اسماعیل فالی است. علاوه بر اینکه در دوران حافظ شیراز مرکز اهل سنت بود شیعه بودن حافظ در شیراز مثل سنی بودن یک شخص در قم است که بعید و غیر عادی است.بعضی افراد اشعاری از دیوان حافظ را دلیل بر تشیع وی میدانند در حالی که این ابیات در نسخه های کهن موجود نیست و به مرور افزوده شده است.- محمد قزوینی مصحح دیوان حافظ درباره این بیت: «ای دل غلام شاه جهان باش و شاد باش» می گوید:
اگر این ابیات از حافظ باشد مسلما شیعه است و تعبیری دارد که شاید همین منشاء نجات قزوینی بشود و نقاط ضعفش را بپوشاند. وی می نویسد: «ما برای نجات اخروی حافظ آرزو می کنیم که این شعر از او باشد».
البته قزوینی در ادامه می گوید اگر این ابیات از حافظ باشد در حالی که ثابت نیست چون در نسخه های قدیمی حافظ این بیت ها نیست. قزوینی خُبره این فنّ است و نسخه های مختلف دیوان حافظ را دیده و معتقد است در نسخه های بعدی این بیت و ابیات دیگر افزوده شده است و تاریخِ اضافات را ذکر می کند. وی بر دیوان حافظ مقدمه مفصلی نگاشته است.