عید قربان از ویژگیخاصی برخوردار است که موجب شده است این روز از عبادتهای مهم الهی به شمار آید. ما مسلمانان در ماه مبارک رمضان روزه میگیریم و از گناه توبه میکنیم و در پایان ماه نیز این توفیق افتخار را جشن و عید میگیریم، زوار خانهی خدا نیز مناسک حج را به جا میآورند و بعد از پایان مراسم نیز عید میگیرند که البته برنامههای آنها تنها برای خودشان نیست. بلکه عظمت برای اسلام میآفرینند و کنگره حج باعث عظمت جهان اسلام است.
مسلمانان جهان علیرغم اینکه در مکه نیستند ولی از عید قربان بهره خواهند گرفت و جشن و شادی این روز را به پا می کنند، که این مسأله حاکی از انتقال تأثیرات بی نظیر ضیافت خداوند متعال در سرزمین وحی برای عموم مسلمانان می باشد.
بر اساس فلسفه عید قربان، انسان در بندگی خود به مرحلهای باید برسد که حاضر شود در راه خداوند از همه چیز بگذرد و در ترجیح بین خدا و غیرخدا، خدا را انتخاب کند حتی اگر آن غیر، فرزند باشد. از این رو، بر اساس فلسفه این عید، همه چیز باید در برابر خداوند، وضع فرودستی پیدا کند.
عید قربان بیانگر و روایتگر رحمت الهی است؛ چه آنکه حضرت ابراهیم(ع) در جریان ترجیح خدا بر فرزند خود مشمول «عطوفت خداوند» شد. نقطه زیبا و استثنایی حادثه آن است که عطوفت خداوندی به مدد عاطفه انسانی آمد و عواطف پدری را از شرایط سخت (و بر حسب چینش ظاهری بیرحم) نجات بخشید.
داستان ابراهیم(ع) شروع حرکت بیپیرایه «توحید» به صورت یک جریان پر امتداد در تاریخ است. آیینی که در تاریخ با قدرت هر چه تمام شکلگرفته، تداوم یافته و ابعاد و لایههای اجتماعی خود را تعریف میکند و در قالب ادیانی مهم ظهور و بروز میبخشد. این داستان و بنیان گذاشتن کعبه در متن آن به دلیل چند نکته ارتباط وثیق و محکمی با جریان و آیین توحیدی پیدا میکند.
نکته اول اینکه؛ حضرت ابراهیم(ع) به صورت شخصی با امتحانات بسیار مهم، متنوع و متوالی مواجه میشود که این امتحانات نخست زمینه توجه بیشتر و کاملتر به خداوند را در ایشان بر میانگیزاند. سپس در نتیجه این امتحانات الهی تعلق فزایندهای نسبت به خداوند بیش از پیش در ایشان احیا میشود که در نهایت به خالصسازی روح و اندیشهشان بر محور خداوند یعنی التزام به توحید انجامید. از این رو، نتایج این امتحانات، ارتباط وثیق و محکمی با جریان «توحید» پیدا میکند. شرح این داستانها و بخشی از امتحانات در تاریخ مشخص شده است و در قرآن مجید نیز انعکاس برجسته و اساسی پیدا کرده است.
نکته دوم اینکه؛ بر اساس مطالعات از اساسیترین امتحانهای حضرت ابراهیم(ع) به زمانی باز میگردد که ایشان به امر خداوند مأمور به ترک سرزمین خود و رفتن به سرزمین مکه شدند چراکه این سفر خود متضمن امتحانات دیگر شد. بریدن از محیطی که در آن مناسبات اجتماعی و دینی (علیرغم تلاشهای ایشان) همچنان بر ذهنیتها و آداب غلط و شرکآلود استوار بود و رفتن به سرزمینی بیسکنه برای بنیان نهادن ملت ابراهیم(ع) امتحانی بزرگ قلمداد میشد. بر این اساس میتوان برای ابراهیم(ع) یک نقش تأسیسی- تاریخی نیز قائل شد که از طرفی خود را برای تاریخ به عنوان یک «ملت» (ملت ابراهیم) معرفی کرد و از طرف دیگر مبنایی برای دین حنیف و توحید شد که با این حرکت دینی، زمینهساز شکلگیری ادیان دیگر شد که در نهایت به دین اسلام به عنوان کاملترین و جامعترین دین در مسیر تبیین توحید منتهی شد. این نقش تأسیسی– تاریخی میتواند با رجوع به قرآن نگاههای کلامی دینی بسیار کلانی را در ما ایجاد کند. یکی از نتایج آن است که اتباع ادیان ابراهیمی باید خود را اجزای یک پیکر و ملت ببینند و یکدیگر را تخطئه نکنند، البته تخطئه علمی به این شکل که هر دینی دین قبلی خود را نسخ میکند، طبیعی است. اما تخطئه اجتماعی و نفی دیگری پذیرفتنی نیست. این نقش تأسیسی– تاریخی از حیث اجتماعی میتواند در میان اتباع ادیان مختلف حرکت واحدی را تحت عنوان «ملت ابراهیم» پایهریزی کند تا از این رهگذر آموزههای بینالادیانی زیادی شکل بگیرد.
عیدَیْن(دو عید) اصطلاحی فقهی که منظور از آن، عید فطر و عید قربان (اَضحی) است. بر اساس فتوای فقها، روزه گرفتن در این دو روز، حرام است.












