داستانی از ایمان، پایداری و تعمیقِ رابطه با اهل بیت (ع)
من آسیه عبدالهی از سیستان و بلوچستان هستم و با ایمان و عشق به اهل بیت (ع) راهی را انتخاب کردهام که تا امروز با چالشها و تجربههای فراوان همراه بوده است. در ادامه، به ترتیب سیر زندگیام را با بیانی صمیمی اما روشن روایت میکنم تا برای دوستان شما قابل فهم و الهامبخش باشد.
محیط پیرامونی و پرسشهای نخست
• در یک منطقه با جمعیتی سنینشین بزرگ شدم. خانوادهام مذهب خاصی داشتند اما به نظر نمیآمد که بحث از مذهب خیلی شدت بگیرد یا به آن نامی داده شود. به خاطر همین فضای آرام، من و دوستانم گاهی در بحثهای دینی با یکدیگر اختلاف نظر داشتیم و گاهی همین بحثها به جدال میکشید.
آشنایی اتفاقی با مذهب شیعه
• در دبیرستان با دوستان شیعهام که در کلاسهای مهدوی شرکت میکردند آشنا شدم. یک روز، به دعوت یکی از اقوام، به کلاس مهدوی رفتم. در ابتدا اعتقادی خاصی نداشتم و این کلاس برایم معنای عمیقی نداشت، اما حضور آنها، چهرهها و رفتارشان برایم جاذبهای داشت.
کشف جذابیتهای مذهب شیعه
• شیوه برگزاری کلاسها به گونهای بود که به یادگیری از طریق سلام بر امام زمان (عج)، خواندن قرآن، بازی و مسابقه، و مرور سیره اهل بیت (ع) میانجامید. دو هفته که گذشت، جزوهای از سیره امام علی (ع) به من معرفی شد و کمکم با روند مطالعاتی به سیره امام زمان (عج) رسیدم. آرامآرام احساس سبکی و معنویت درونی در من شکل گرفت. در ادامه مربیام با من صحبت کرد و تشویقم کرد تا اگر دوست دارم، شیعه شوم. با این پاسخ، پرسشهای من همسو با تجربهها و دستاوردهای دیگران شد.
تصمیم برای شیعه شدن
• حدود پنج سال از برگزاری جلسات گذشته بود تا اینکه از طریق کلاس مهر علوی به مشهد دعوت شدم. آن سفر، با سوالهایی درباره خوبیها و حقیقت شیعه مواجهام کرد و من به مرور به این نتیجه رسیدم که شیعه شدن میتواند مسیر درست و روشنتری برای زندگیام باشد. نهایتاً تصمیم گرفتم و نیت راصیتم کردم و شهادتین را گفتم.
مواجهه با مشکلات پس از شیعه شدن
• پس از مستبصر شدن، با حرفهای ناخوشایند و توهینهای فراوان روبهرو شدم. این دشواریها به من صدمه زد، اما با توکل به خدا و ایمان پابرجا ایستادم و در کنار شرکت فعال در مراسم و نشستهای مذهبی، مسیرم را حفظ کردم.
عشق به اهل بیت و امام زمان (عج)
• در ایام فاطمیه و به ویژه نیمه شعبان، عشق و اشتیاقم به اهل بیت (ع) و پیامهای امام زمان (عج) عمیقتر شد. هر سال برای نیمه شعبان برنامهریزی میکردیم و این مناسبتها برایم معنای خاصی داشتند. این شور و عشق، به من احساس قدرت و هدفی واقعی میداد.
پنهان کردن مذهب برای حفظ آرامش
• هماکنون در دانشگاه هستم و اکثر دوستانم از دین من سؤال میکنند. برای حفظ آرامش خانوادگی و رقابتهای اجتماعی، پاسخ میدهم که انسانیت برای من معنا دارد و دینم را بهطور مستقیم بیان نمیکنم تا از برخوردهای ناخوشایند جلوگیری کنم. با این وجود، عمیقاً به همان باورها و ریشههای شیعه پایبندم.
اعتقاد راسخ به امامت دوازده امام
• در دل، التزام قلبی به امامت دوازده امام دارم و ایمان دارم که این امامان، منصوب به خدا هستند و راهنمایی بالنده و قدرتمندی برای ما ارائه میدهند.
امید به رضایت خدا و آینده
• هدف من این است که خدا از ما راضی باشد و بتوانیم با بهکارگیری آموزههای اهل بیت (ع) زندگی بهتری برای خود و خانوادهمان بسازیم. امیدوارم حول محور فهم درست، محبت و عمل صالح، به سوی رضایت الهی گام برداریم و در کنار هم، به اطرافیانمان الهام بخش باشیم.
التماس دعا
• از همه عزیزان میخواهم که برای من و خانوادهام دعا کنند و من هم برای شما دعا میکنم تا به نور حقیقت هدایت شوید و همیشه در مسیر درست ثابت قدم بمانید.












