
ماجرای قیامی در آن سوی مرزها و در امتداد صدای یک امام
زینت ابراهیم، همسر شیخ زکزاکی، رهبر نهضت اسلامی نیجریه، این یادداشتها را در دوران حبسی نزدیک به شش سال نوشته است؛ سالهایی که با رنج زندان، فشارهای جسمی و روحی و داغ شش فرزند شهیدش همراه بود. اما یکی از نخستین نکاتی که هنگام خواندن کتاب توجه را جلب میکند، این است که زینت برخلاف انتظار خواننده، خودش را به مرکز روایت تبدیل نمیکند. او میتوانست خاطراتی شخصی و تکاندهنده از زندگی خود بنویسد، از سالهای مبارزه، از شهادت فرزندانش، از روزهای زندان و از رنجهایی که بر او گذشته است. مواد خام یک زندگینامهٔ پُرحادثه کاملاً در اختیار او بوده است. این لحظهها روایت میشود اما نه برای برجستهشدن زینت بلکه برای ثبت تاریخ یک نهضت.
من مطمئن نبودم که بتوانم زنده از زندان بیرون بیایم اما میخواستم از تحریف ماجرای کشتارجمعی که در زاریا در حال انجام بود، جلوگیری کنم.
همسر شیخ زکزاکی یادآور شد: من میخواستم حتی اگر زنده از آن وقایع بیرون نیایم، دنیا بداند که چه بر سر ما آمده است. من میخواستم جهان این را بداند که مصائبی که بر سر شیخ آمده است، برای جانفشانی در راه امام خمینی (ره) بوده است. خداوند متعال را شاکر هستیم که بعد از امام خمینی (ره)، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران مسیر ایشان را ادامه میدهند.
زینت ابراهیم با تأکید بر وجوب محافظت از نظام اسلامی تأکید کرد: از برادران و خواهرانم در جمهوری اسلامی ایران میخواهم که مسیر امام و شهدا را ادامه دهند و این نظام را حفظ کنند و این محافظت را تا ظهور حضرت مهدی (عج) ادامه دهند.
بریدهای از کتاب تا روشنایی
هرگز کسی را مانند شیخ ندیدم که اینقدر آرام و امیدوار و متکی به خدا باشد در آن لحظه مطمئن بودم که شهید میشوم همیشه برای رسیدن چنین لحظهای دعا میکردم، بهخصوص پس از آنکه رئیسجمهور سابق جنتان سه پسرم را توسط همین وحشیهایی که ادعا میکنند ارتش ملت هستند به طرز بیرحمانهای شکنجه و شهید کرد. من از شهادت نمیترسم و برای رسیدن به آن اشتیاق دارم تنها ترسم این است که نتوانم به چنین مقامی نائل شوم و همچنان در این دنیا باقی بمانم درحالیکه رهبرم و تنها امیدم کشته شود.












