بنده محمود مولایی، اهل و ساکن استان هرمزگان، ۴۱ ساله هستم. به لطف خداوند متعال، عنایات اهلبیت (علیهمالسلام) و راهنمایی دوستان دلسوز و آگاه، حدود شش سال است که به مذهب حقه تشیع اثناعشری گرایش پیدا کردهام و نزدیک به یک سال است که بهصورت علنی خود را شیعه میدانم و به این هویت افتخار میکنم.
آغاز مسیر هدایت
حدود هفت سال پیش، از طریق برخی دوستان که آگاهیهای دینی و فقهی مناسبی داشتند، با مباحث اعتقادی مذهب تشیع آشنا شدم. جرقه نخست در ذهن من، مسئله امامت و خلافت امیرالمؤمنین حضرت علی (علیهالسلام) بود.
همین موضوع باعث شد که به تحقیق و مطالعه بیشتری روی بیاورم. دوستانم کتابهایی را برای مطالعه معرفی کردند که در میان آنها، کتاب «آنگاه که هدایت شدم» نوشته مرحوم دکتر محمد تیجانی، اندیشمند اهل تونس، تأثیر عمیقی بر من گذاشت. این کتاب بسیاری از پرسشهای ذهنی مرا پاسخ داد و دریچه تازهای به سوی شناخت حقیقت برایم گشود.
جستوجوی حقیقت
از کودکی روحیهای کنجکاو داشتم و همیشه دوست داشتم درباره مسائل مختلف تحقیق کنم و حقیقت را بیابم. وقتی با موضوع غدیر و مسئله جانشینی پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) آشنا شدم، این پرسش در ذهنم شکل گرفت که اگر پیامبر اسلام برای سفرهای کوتاه یک یا دو روزه جانشین تعیین میکردند، چگونه ممکن است برای آینده امت اسلامی پس از رحلت خود هیچ جانشینی مشخص نکرده باشند؟
این پرسش مرا به مطالعه بیشتر سوق داد و هرچه بیشتر تحقیق کردم، بیشتر به حقانیت مسئله امامت و ولایت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) رسیدم.
تأمل در واقعه غدیر
یکی از موضوعاتی که بیش از همه در تصمیم من تأثیر داشت، واقعه غدیر خم بود. برای من روشن شد که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) در غدیر خم، حضرت علی (علیهالسلام) را به عنوان جانشین و ولی پس از خود معرفی کردهاند و حدیث مشهور: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» برای هر انسان منصف و حقیقتجو، پیام روشنی دارد.
هرچه بیشتر درباره این واقعه مطالعه کردم، بیشتر به این نتیجه رسیدم که مسئله ولایت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) ریشهای عمیق در تعالیم اسلام دارد.
عقلانیت، شجاعت و وجدان
به اعتقاد من، پذیرش حقیقت تشیع نیازمند سه عنصر اساسی است:
• عقلانیت
• شجاعت
• وجدان بیدار
هرگاه این سه عنصر در کنار یکدیگر قرار بگیرند، انسان میتواند بدون تعصب و پیشداوری حقیقت را تشخیص دهد.
من نیز تلاش کردم با کنار گذاشتن تعصبات مذهبی و با تکیه بر عقل و انصاف، مسیر حق را پیدا کنم و به لطف خداوند به مکتب اهلبیت (علیهمالسلام) هدایت شدم.
گفتوگو با دیگران
در طول این سالها بارها با دوستان و آشنایان اهل سنت درباره موضوع امامت و ولایت گفتوگو کردهام.
در برخی از این گفتوگوها، هنگامی که مباحث بهصورت منطقی و مستند مطرح میشد، طرف مقابل نیز بسیاری از استدلالها را میپذیرفت؛ اما گاهی تعصبات مذهبی مانع از پذیرش کامل حقیقت میشد.
با این حال، خداوند را شکر میکنم که دستکم دو نفر از دوستانم پس از گفتوگوهای اولیه و بررسی دلایل، به حقانیت مکتب اهلبیت (علیهمالسلام) رسیدند و آن را پذیرفتند؛ هرچند هنوز به دلایل شخصی، این موضوع را بهصورت علنی اعلام نکردهاند.
آنچه مرا جذب تشیع کرد
بزرگترین جاذبه مذهب تشیع برای من، شخصیت نورانی امیرالمؤمنین حضرت علی (علیهالسلام) بود.
هر زمان نام آن حضرت برده میشود، احساس آرامش و محبت خاصی در قلبم شکل میگیرد. ایشان الگوی عدالت، شجاعت، مهربانی و خیرخواهی برای امت اسلامی هستند.
من معتقدم هر انسانی که بخواهد درباره یک مذهب یا مکتب قضاوت کند، باید به شخصیتهای محوری آن نگاه کند و سیره و رفتار آنان را معیار قرار دهد. هنگامی که زندگی و سیره امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را مطالعه کردم، بیش از پیش به حقانیت این مسیر اطمینان پیدا کردم.
آرزوی من برای دیگران
امروز بیش از هر چیز دعا میکنم که خداوند متعال مرا در این مسیر ثابتقدم نگه دارد و همچنین خانواده، دوستان و همه کسانی را که هنوز با معارف اهلبیت (علیهمالسلام) آشنایی کامل ندارند، به سوی حقیقت هدایت فرماید.
به باور من، شناخت مکتب اهلبیت (علیهمالسلام) موضوعی پیچیده و دستنیافتنی نیست؛ کافی است انسان تعصبات را کنار بگذارد و با عقل، انصاف و وجدان به بررسی حقایق بپردازد.
سخن پایانی
از خداوند متعال مسئلت دارم که همه ما را عاقبتبهخیر گرداند و در مسیر حق و ولایت اهلبیت (علیهمالسلام) ثابتقدم بدارد.
از همه عزیزانی که در مسیر هدایت و آگاهیبخشی تلاش میکنند، صمیمانه تشکر میکنم و امیدوارم همگان در سایه عنایات اهلبیت (علیهمالسلام) زندگی سرشار از ایمان، آرامش و برکت داشته باشند.












