به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی استبصار، مهرداد رئیسی، مستبصر بلوچ در گفتگو با این پایگاه ضمن معرفی خود ماجرای تشرف خود به مذهب اهلبیت علیهم السلام را این‌گونه بیان کرد.

استبصار: لطفا خودتان را معرفی بفرمایید.

بنده مهرداد رئیسی ساکن شهرستان قصرقند، در استان سیستان و بلوچستان هستم.

استبصار: طایفه شما شیعه بودند؟

خیر، اما معروف به سیادت یعنی صاحب کرامت بودند. اجداد ما انسان‌های بسیار بزرگواری بودند و این ناشی از کثرت ذکر و یاد چهارده معصوم علیهم السلام بوده است. البته تا ۴۰۰ سال پیش خاندان ما شیعه بودند ولی اکنون همه آنها شامل خانواده پدری و مادری بنده اهل سنت هستند.

استبصار: بااینکه شما در خانواده‌ای اهل سنت بزرگ شده‌اید چطور به مکتب اهلبیت علیهم السلام روی آوردید؟

جرقه اولیه من خوابی بود که دیدم. البته خواب نبود بلکه در زمان به کما رفتن دیدم. بعد از دیدن آن خواب از طریق طلبه‌ها و روحانیت چابهار و تحقیق از آنها، شروع به خواندن کتب و احادیث کردم. همچنین از کتابخانه دایی‌ام که مولوی و امام جمعه آنجا بود نیز استفاده می‌کردم.

استبصار: در مسیر تحقیق چه کتبی را مطالعه کردید؟

 اولین کتابی که خواندم صحیح بخاری چاپ سال ۱۳۵۷ بود که حاوی حدیثی در مورد غصب فدک و حدیث من مات و لم یعرف امام زمانه بود. بعدها قرآن را از تفسیر الدر المنثور مطالعه می‌کردم.

استبصار: آیا اشخاصی بودند که در مسیر تحقیق به شما کمک کنند؟

بله از چند نفر در این مسیر کمک می‌گرفتم. دو روحانی یکی اهل چابهار و دیگری اهل نیکشهر، و همچنین یکی از مدرس‌های حوزه چابهار در این راه بسیار مرا کمک کرد.

استبصار: در چه سنی به نتیجه رسیدید؟

 من در سن چهارده سالگی به صورت کامل شیعه شدم و حق را می‌دانستم، و از ۱۴ سالگی تا ۱۷ سالگی در تقیه بودم. اما کم‌کم خانواده‌ام به این مطلب پی بردند و ازخانه بیرون رانده شدم.

استبصار:چه شد که تقیه شما شکست؟

چند شب مانده بود به عاشورا خانواده من به یک عروسی فامیلی دعوت شده بودند. همه رفتند اما چون نزدیک شهادت امام حسین علیه السلام بود بنده نرفتم. وقتی که خانه را خلوت دیدم حس و حال خوبی به من دست داد و با خود گفتم چند رکعت نماز به روش شیعیان بخوانم. در همین حین یکی از افراد خانواده‌ام که گویا وسیله‌ای در خانه جا گذاشته بود، برای برداشتن آن به خانه برمی‌گردد و مرا در حال نماز خواندن به شیوه شیعیان می بیند.

 استبصار: واکنش ایشان چه بود؟

تا حد مرگ کتک خوردم و بعد از خانه بیرون رانده شدم. آن شب تا صبح در ساحل دریا بودم و موقع نماز صبح به مسجد جامع رفتم.

ابتدا پیش یک مغازه‌دار کار می‌کردم. مدتی بعد توسط یکی از دوستان در سال ۱۳۹۲ طلبه شدم و به حوزه سفیران زاهدان رفتم. دو سال در آنجا تحصیل کردم. بعد از آن به مشهد رفتم و در یکی از حوزه‌های علمیه مشغول تحصیل شدم و مدتی است در یکی از مساجد آنجا به عنوان مربی فعالیت می‌کنم.

 استبصار: آیا ازدواج هم کرده‌اید؟

بله حدود سه سال است که ازدواج کرده‌ام.

استبصار: برنامه شما برای آینده چیست؟

دوست دارم در بحث شیعیان و اهل سنت بیشتر فعالیت کنم و بتوانم خدمتی انجام دهم.

پایگاه اطلاع‌رسانی استبصار www.Estebsar.ir

تلگرام t.me/estebsar_ir ایتا Eitaa.com/Estebsar_ir

اینستاگرام instagram.com/estebsar_persian

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست