به گزارش پايگاه اطلاع رسانی استبصار، آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم، بعنوان یک کشور اصلاح طلب وارد عرصه ی سیاست بین الملل شد.

این کشور با شعار آزادی خواهی و استقلال طلبی برای همه کشور های جهان، بدنبال استعمار هر چه بیشتر ملل و اقوام بود. از این روی در سال ۱۹۱۶ م بسیاری از کشورها را به بخش های کوچکی تقسیم کرده و به استعمار کشورهایی همچون انگلیس و فرانسه درآورد.

تمام هم و غم این دولت بر این بود تا به تنِ استقلال خواهی پوشالی خود روحی بدمد و آنرا حقیقی جلوه دهد. لذا آتش مسائلی همچون ناسیونالیسم و حتی آنتی ناسیونالیسم را در ذهن جوانان و نخبگان جهان افروخت!

ایالات متحده در آن روزگاران هیچ فکر نمی کرد که در تاریخ زمانی فرا برسد که روح الله واقعی حلول کند و مردم را از پیله دروغین وطن پرستی برهاند!

این ایدئولوژی جدید، ناسخ تمام بافته های آنها بود، و مردم را مبدل به انسان های حقیقتا بیوتن می نمود!!

خروجی این مکتب انسانهایی بودند که حدود و مرز های جغرافیایی برای آنها کاملا بی اهمیت بود؛ بلکه بقول عرب ها #وطنی_الحب وطن آنها چیزی جز محبوبشان نبود.

 چه می شود وطن انسان بر روی زمین نباشد. بلکه وطن حقیقی در ذهن و روحش همیشگی و ماندگار باشد ..

مگر جعفر بن ابی طالب وقتی از مکه جدا می شد از وطن سفر کرد؟! یا مگر سید جمال اسد آبادی اصلا وطنی داشت که از آن سفر کند؟!

وطن و حریم همان دین توست هر کجا او باشد همان جا وطن جاری است! و هر کجا آن را در خطر ببینی در راه دفاع از آن خواهی جنگید.

شهید سرفراز کمال کورسل فرزندی زاده ی همین مکتب بود. وی در فرانسه بدنیا آمد و پس از آشنایی با قرآن و مطالعه عمیق آن به دین اسلام مشرف شد، در سالیانی که منافقین در فرانسه فعالیت شدیدی بر علیه اسلام و خصوصا ملت مسلمان ایران داشتند وی به همراه جوانان انقلابی فعالیت می کرد آنقدر فعال بود که هر جا او حاضر می شد منافقین بساط خود را جمع می کردند ..

وقتی در مدرسه حجتیه درس میخواند علاوه بر زبان فارسی، انگلیسی، آلمانی و ایتالیایی از طریق طلاب لبنانی و سوری، زبان عربی را هم یاد گرفت.

این اواخر و بعد از ارتباط با طلاب ترکیه ‌ای، می‌ خواست زبان ترکیه ‌ای هم یاد بگیرد و حتی به یادگیری زبان کشورهای آفریقایی هم علاقه داشت.

 یک ‌بار یکی از کارکنان مدرسه حجتیه پرسید: چرا تلاش می ‌کنی این‌همه زبان یاد بگیری؟

کمال در جواب گفت: مثل سید جمال‌الدین اسدآبادی که به چند زبان دنیا مسلط بود و به هر کشوری که می ‌رفت، با زبان خود آنها صحبت می ‌کرد، من هم دوست دارم اگر برای تبلیغ به کشوری رفتم و درباره مسائل دینی از من سئوال کردند، بتوانم جوابشان را با زبان خودشان بدهم.

 

عاشق امامش امیر المومنین بود و نام خود را ابوحیدر گذاشته بود، نامی که بعد از شهادت هم بر روی قبرش حک شد!

آری او در راه حریم وطن، در سن ۲۴ سالگی به شهادت رسید.

روحش شاد و یادش گرامی.

بقول رضا امیرخانی “وتین یعنی رگ گردن، وتن یعنی زدن رگ گردن. بیوتن را می شود بی وطن هم خواند، وطنی که تایش دیگر دسته ای ندارد تا خودت را بهش بگیری بلکه باید با تمام وجود بغلش کنی.”

اختصاصی استبصار www.estebsar.ir

تلگرام t.me/estebsar_ir ؛ ایتا  eitaa.com/Estebsar_ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست